قطر؛ از میانجی‌گری برای جلوگیری از جنگ تا هدف ۷۰۰ حمله موشکی

این جنگ بر کشورهای منطقه تاثیرهای ملموسی داشته که از بحران انرژی تا بازنگری امنیتی در خلیج فارس را شامل می‌شود

نشریه نیویورک تایمز، در گزارشی که روز یکشنبه سی‌ام فروردین (۱۹ آوریل) منتشر شد، به واکاوی تاثیرات جنگ آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی بر ساختار اقتصادی و سیاسی کشورهای خلیج فارس پرداخت.

در این گزارش که با محوریت تاثیرات این جنگ بر قطر نوشته شده، اشاره می‌شود که این کشور، به‌عنوان متحد نزدیک آمریکا و میانجی قدیمی میان واشنگتن و تهران، برای جلوگیری از وقوع درگیری تلاش‌های فراوان کرده، اما با شکست این اقدامات، مقام‌های قطری درباره خطرات یک درگیری طولانی‌مدت هشدار داده‌اند.

قطر، کشوری ثروتمند و سرشار از منابع انرژی، هدف بیش از ۷۰۰ حمله موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حملاتی که کشورهای عربی میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا را در حوزه خلیج فارس هدف قرار دادند.

این حملات سبب توقف تولید گاز طبیعی قطر شد. این درحالی است که بخش عمده ثروت این کشور از منابع گازی آن تامین می‌شود و حدود یک‌پنجم گاز جهان نیز به منابع آن وابسته است. این تنها یکی از اختلال‌هایی بود که جنگ کنونی ایجاد کرد و موجی از تلاطم اقتصادی در سراسر جهان به راه انداخت.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

برقراری آتش‌بسی شکننده که روز هفتم آوریل اعلام شد، حملات آمریکا و اسرائیل علیه مواضع جمهوری اسلامی و همچنین پاسخ‌های تلافی‌جویانه ایران علیه اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را متوقف کرد. با این حال، حتی اگر این آتش‌بس پابرجا بماند، جنگ به قلب منافع قطر ضربه زده، اقتصاد آن را دگرگون کرده و اعتبار این کشور را که مقصد امن سرمایه‌گذاری بوده به لرزه انداخته است.

به نوشته نیویورک تایمز، تحلیلگران می‌گویند دولت قطر ناچار است یک واقعیت تلخ را بپذیرد و آن اینکه نه روابط نزدیک با آمریکا و نه رابطه نسبتا آرام با جمهوری اسلامی، هیچ‌‌یک نتوانسته است این کشور را از آسیب دور نگه دارد.

به گفته کارشناسان، وضعیت قطر بازتاب موقعیت دشواری است که کشورهای خلیج فارس در جریان این جنگ با آن روبه‌رو شده‌اند. این کشورها میان متحد اصلی و همسایه‌شان گرفتار شده‌اند و اکنون مجبورند راهبردهای امنیتی خود را بازنگری کنند.

نیویورک تایمز به نقل از رشید المهنادی، معاون مرکز پژوهش‌های سیاست بین‌الملل در قطر، می‌نویسد که این جنگ برای قطر و همسایگانش یک «شوک راهبردی» ایجاد کرده  و «سطح تجاوز جمهوری اسلامی علیه پایتخت‌ها، شهرها و زیرساخت‌های کشورهای همسایه کاملا دور از انتظار بوده است.»

در ادامه این گزارش آمده است که برخلاف دهه‌های گذشته که بسیاری از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس رابطه‌ نزدیکی با جمهوری اسلامی نداشتند، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در سال‌های اخیر برای بهبود روابطشان با تهران کوشیدند. بسیاری از مقام‌های منطقه این رویکرد را راهکاری عمل‌گرایانه برای تنش‌زدایی و مهار تهدید ایران می‌دانستند، اما اکنون همه این کشورها درحال بازنگری در سیاست‌هایشان در قبال تهران‌اند.

قطر، شبه‌جزیره‌ای به اندازه ایالت کنتیکت آمریکا، کمتر از ۴۰۰ هزار شهروند دارد و در میان قدرت‌های بزرگ منطقه، ازجمله ایران در شرق و عربستان سعودی در غرب، قرار گرفته است. خطرات ناشی از کوچک‌بودن در یک منطقه ناپایدار، دهه‌ها بر مسیر سیاسی این کشور تاثیر گذاشته است.

خاندان سلطنتی قطر، برای محافظت از کشور، به رابطه‌ با آمریکا تکیه کرده‌اند و ایالات متحده یک پایگاه هوایی بزرگ در قطر دارد و متعهد شده است که از این کشور دفاع کند. مقام‌های قطری همچنین تلاش کرده‌اند در اقتصاد جهانی و دیپلماسی بین‌المللی نقش‌آفرینی کنند و به‌عنوان میانجی در مناقشاتی مانند مناقشات جمهوری اسلامی، روسیه و حماس در غزه نقش ایفا کنند.

در سال‌های اخیر، دولت قطر تلاش کرده است تا روابط نزدیکی با دونالد ترامپ برقرار کند، که اهدای یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ به او از آن جمله است. همچنین یکی از شرکت‌های املاک دولتی قطر نیز سال گذشته توافق‌نامه‌ای را با سازمان ترامپ (کسب‌وکار خانودگی او) برای ساخت یک زمین گلف با برند ترامپ در خاک قطر امضا کرد. افزون بر این، در جریان سفر ترامپ به قطر در ماه مه گذشته، او توافق‌نامه‌ای با مقام‌های قطری امضا کرد که هدف آن «ایجاد تبادلات اقتصادی به ارزش حداقل ۱.۲ تریلیون دلار» بود.

به‌رغم همه اینها، قطر بر جنگی که مستقیم آن را تحت تاثیر قرار داد، کنترل بسیار کمی داشت.

نیویورک تایمز به نقل از تحلیلگران نوشت این واقعیت ناخوشایند که به نظر می‌رسد اسرائیل بر تصمیم‌های ترامپ نفوذ بیشتری دارد تا کشورهای حوزه خلیج فارس، در حکومت‌های سلطنتی منطقه بازتاب گسترده‌ای داشته و ممکن است آنها را به بازاندیشی وادارد. با این حال، محدودیت‌های جدی برای این بازنگری وجود دارد، زیرا بیشتر کشورهای حوزه خلیج فارس جایگزین قابل‌اتکایی برای حمایت نظامی آمریکا ندارند.

تلفات انسانی جنگ در قطر به لطف سامانه‌های دفاع هوایی که بیشتر حملات را رهگیری کردند، محدود بود و مقام‌های قطری اعلام کردند که هیچ تلفات غیرنظامی گزارش نشده است.

با این حال، اثرات جنگ کاملا در این کشور محسوس است: گردشگری کاهش یافته، هواپیماهای قطر ایرویز که زمانی در سراسر جهان پرواز می‌کردند و در دوحه توقف داشتند، زمین‌گیر شده و بسیاری از ساکنان خارجی این کشور را ترک کرده‌اند.

بخش انرژی که برای قطر حیاتی است، بیشترین آسیب را دیده است. شرکت دولتی قطر انرژی در ابتدای جنگ، تولید گاز طبیعی مایع در سایت اصلی خود «راس لفان» را متوقف کرد. این شرکت قادر نبود گاز را از طریق تنگه هرمز، تنها مسیر صادرات به بازارهای جهانی، به‌طور ایمن صادر کند.

در اواسط ماه مارس، جمهوری اسلامی به‌طور مستقیم منطقه صنعتی راس لفان را هدف قرار داد و خسارت گسترده‌ای به بار آورد. وزیر انرژی قطر اعلام کرد تعمیرات این منطقه ممکن است پنج سال طول بکشد و برآورد کرد که این وضعیت سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار به قطر خسارت وارد می‌کند؛ رقمی معادل ۳۷درصد کل درآمدی که دولت قطر انتظار داشت در آن سال به دست آورد. او در مصاحبه‌ای با رویترز گفت که «این وضعیت کل منطقه را ۱۰ تا ۲۰ سال به عقب برده است.»

پیامدهای این بحران فراتر از خاورمیانه رفته و عرضه انرژی را در کشورهایی مانند ایتالیا و ژاپن نیز تهدید کرده است. قطر همچنین بیش از یک‌سوم هلیم جهان را تولید می‌کند، گازی که برای عملکرد دستگاه‌های ام‌آر‌آی و تولید تراشه‌های کامپیوتری ضروری است.

به باور برخی از تحلیلگران، قطر توانایی مقابله با این مشکلات را دارد زیرا از منابع مالی عظیمی برخوردار است. با این حال، تاثیر این بحران بر الگوی اقتصادی قطر و کشورهای مشابه آن، که کانون جذب نیروی کار خارجی، سرمایه‌گذاران و گردشگران محسوب می‌شوند، همچنان مبهم است و همه چیز به این بستگی دارد که نظم منطقه‌ای پس از جنگ چگونه باشد.